فتوژورنالیسم و عکاسی مستند

پاییز ۲۰۰۱، در فصلنامه ی شماره ی سه از سال پنجاه و پنجم نیمَن ریپورتز[۱]، نشریه ی موسسه ی تحقیقات ژورنالیسم نیمَن در دانشگاه هاروارد[۲]، مقاله‌ای با عنوان "فتوژورنالیسم و عکاسی مستند: مدیوم‌های مشابهی که پیام‌های متفاوتی ارسال می کنند" به قلم دو عکاس شناخته شده، آنتونین کراتُکوِل*[۳] و مایکل پرسون*[۴] منتشر شد. ترجمه ی این مقاله را که به مرزبندی عکاسی مستند و عکاسی ژورنالیستی می پردازد در ادامه می خوانید.



فتوژورنالیسم و عکاسی مستند

مدیوم های مشابهی که پیام های متفاوتی ارسال می کنند.



عکاسی تنها درصدد نمایش گذر زمان که در قالب ساعت ها، روزها یا ماه‌ها اندازه گیری می شود، نیست. بلکه [مبحث] زمان در عکاسی پیرامون لحظه ی ثبت شده است، می خواهد در یک ثانیه باشد یا در یک پانصدم ثانیه.


تغییرات زمانی توسط چشم غیر قابل مشاهده اند، اما برای فیلم حساس به نور این طور نیست. تفاوت میان یک پانزدهم ثانیه و یک صد و بیست و پنجم ثانیه روش به تصویر کشیدن آنچه مقابل دوربین قرار گرفته را دگرگون می کند. در سرعت شاتر‌های آهسته تر یک جور آمیختگی اتفاق می افتد. آنچه که می تواند به عنوان اشیای کاملاً واضح دیده شود به حس و حال و اتمسفری بر می گردد که می تواند از ضرب قلم یک هنرمند آمده باشد.


سرعت شاتر تنها یک تکنیک است که عکاسان استفاده می کنند تا اطلاعات بصری را، از سطح خود، به سطحی فراتر از چیزی ببرند که دیده می شود. تصویر عکاسانه می تواند احساسات بیننده را تحریک کند، تفکرات را به جریان بیاندازد، و ادراکات را ایجاد کند تا سنجیده شوند. و زمانی که چنین چیزی اتفاق بیافتد، یک عکس به آنچه هنرهای تجسمی همیشه تلاش کرده تا انجام دهد دست می یابد. هنرهای تجسمی عواطف را تحریک کرده و تأثیری ماندگار از خود به جای می گذارد.


در عکاسی، این لحظات ثبت شده تنها ابزارهایی نیستند که در آن ها، زمان تلاش می کند تا عواطف را به جریان بیاندازد. روز ها، هفته ها، ماه‌ها و سال‌ها در کنار مشارکت افراد[۵] صرف شده اند تا اطلاعات بصری حول محور یک موضوع مشخص گردآوری شوند. این همان گذر زمان[۶] همراه با لحظه‌های دیده شده از طریق چشم دوربین است که سندی را تشکیل می دهند که به عنوان "مقاله ی تصویری[۷]" شناخته می شود. در چنین مستند هایی ست که بیشتر تاریخ بصری اخیر ما روایت شده اند. و چنین مستند هایی هسته ی آن چیزی را تشکیل می دهند که [زمانی] به عنوان "گزارش تصویری[۸]" آغاز به کار کرد.


امروزه، فتوژورنالیسم[۹] متفاوت از چیزی ست که در گذشته بود. سرعت[۱۰] چیزی ست که [در آن] محاسبه می شود. گزارش[۱۱]‌های فوری درباره ی رویدادهای جهان، بازارهای بورس، و حتی ورزش‌ها یک معیار شده اند. و عکاسی خبری[۱۲] همگام با آن ها است. اما آیا سرعت، کیفیت محتوای آنچه که ما می بینیم را تغییر داده است و تا آنجا که به این مسئله مربوط می شود، زندگی چگونه به تصویر کشیده شده است؟ من به چنین سوال هایی پاسخ می دهم بله.


نوعی دسته بندی در گزارش تصویری[۱۳] هست. فتوژورنالیسم و مستند‌[۱۴]: مدیوم[۱۵] هایی مشابه، درحالی که پیام[۱۶]های بسیار متفاوتی را منتقل می کنند. عکاسان مستند تعداد نامحدودی از موقعیت ها، اعمال و نتایج را در طول یک دوره ی زمانی آشکار می کنند. به طور خلاصه، آن‌ها زندگی[۱۷] را به دیگران می شناسانند. زندگی تنها یک لحظه نیست. یک موقعیت منفرد نیست، چراکه یک موقعیت با موقعیت‌های دیگر و دیگری همراه شده است. کدام یک زندگی ست؟


فتوژورنالیسم - در ثبت و مخابره ی فوری[۱۸]‌اش - زندگی را نمایش نمی دهد. نه زمان دارد تا آن را بفهماند و نه ظرفیتی دارد تا پیچیدگی آن را نشان دهد. تصاویری که در روزنامه‌هایمان می بینیم لحظات منجمدی[۱۹] را نمایش می دهند که بدون در نظر گرفتن متن[۲۰]، ثبت شده و در مرحله‌ای از فرآیند ساخت رسانه استفاده شده اند، آنگاه به عنوان حقیقت[۲۱] فروخته می شوند. اما اگر در لحظه ی بعد، پرتابِ کوکتل مولوتفِ یک فلسطینی ثبت شود، چگونه روایت می شود؟ و عکس، چه چیزی از او نشان می دهد - یک طرفدار ملت[۲۲] یا تروریست[۲۳]؟ ما هرگز قصد فتوژورنالیست[۲۴] (عکاس) را نخواهیم دانست چراکه [در لحظه ی ثبت عکس] زمان بسیار ضروری ست و همواره یک ضرب الاجل[۲۵] وجود دارد [پس نمی شود به سادگی در مورد قصد وی قضاوت کرد]. [در نتیجه] بینندگان ممکن است با یک نگاه غیرمنصفانه رها شوند تا خودشان بر اساس شواهد ناقص[۲۶] قضاوت کنند.


از طریق کار مستند، عکاس فرصت دارد تا لایه‌های در هم تنیده ی زندگی را نشان داده، ابعاد موجودیت روزانه و عواطف بی‌پایان مردمی که هدف نگاه خیره ی دوربین قرار می گیرند را نمایش دهد. سرانجام زمانی که اثر ارائه می شود، بینندگان تشویق می شوند از هوش، تجربیات شخصی و حتی تردید‌شان بهره ببرند تا قضاوت کنند. یک تصویر با برانگیختن معانی[۲۷] و استعاره[۲۸]‌ها در بیننده، پتانسیل این را دارد که همه حواس را تحریک کند. اما عکس هایی که این پتانسیل را به دست نمی آورند، اطلاعات تصویری[۲۹] را که معنایشان به مرز‌های فریم محدود شده، باقی می گذارند؛ بیننده رها می شود تا نگاه کند، اطلاعات ارائه شده را دریافت کرده و عبور کند.


عکاسانی هستند که از تصاویر فتوژورنالیستی[۳۰]شان نمایشگاه می گذارند و کتاب چاپ می کنند، اما آنچه حاصل شده فقط هیجانات مبتذل و عامیانه[۳۱] است. یک لحظه ی هیجان آور در کنار لحظه‌ای دیگر به هم پیوند خورده اند و ما را وادار می کنند طوری نگاه کنیم که گویی انگار زندگی را نمایش می دهند. می توانم تضمین کنم که با سفر به خیلی از مناطق فاجعه خیز جهان و مشاهده ی تراژدی‌های خشن و افراطی، بدون شک چنین لحظاتی اتفاق می افتند. اما پیرامون آن‌ها چیز‌های بیشتری ست برای دیدن، چیزهایی که باید فهمیده شوند. چیزهای بیشتری از یک عده مردم عصبانی [و در حال جنگ] وجود دارد: "چرایی" و "چگونگی"‌ای که در پس اعمال آن هاست. چیزهای بیشتری از سیل پناهندگان است: آنچه که آن‌ها پشت سر جای نهادند. چیزهای بیشتری از مراسم تشییع جنازه ی یک شهید است: وسعتی که آن‌ها در زندگی خانواده‌شان خالی گذاشتند و رفتند.


فتوژورنالیست به خاطر محدودیت‌های زمانی، اغلب چنین تصاویر ظریف و در عین حال ضروری را ثبت نمی کند. اما عکاس مستند این کار را انجام می دهد. فتوژورنالیست‌ها تلاش می کنند تا معنا یا پیام را با استفاده از تقابل[۳۲] و همنشینی[۳۳] به عکس‌هایشان اضافه کنند. این‌ها در واقع ترفندهای استفاده ی بهینه از زمان و فضا هستند. همنشینی، بر تقاطعی دلالت دارد که موضوعات متضاد یا تناقضات به هم می رسند. تقابل، سیاهی و سفیدی را [به لحاظ شخصیتی] نمایان می کند. اما چه چیزی [کدام مدیوم] در میانه می نشیند - خاکستری ها، عناصر متشابه، عناصر طبیعی؟ عکاسی مستند[۳۴] به عنوان یک شاهد، این زمینه‌های کمتر دیده شده ی زندگی را ارائه می کند.


با این حال نقش فتوژورنالیست‌ها مهم است و به عنوان یک عکاس، به کاری که آن‌ها برای تولید عکس تحت شرایط سخت می بایست انجام دهند احترام می گذارم. اما محصولی که آن‌ها خلق می کنند ناشی از نیاز به سرعت است، و این نیاز، تصاویری که غالب مردم می بینند را سطحی و عوامانه می کند. آیا اطلاعات بصری مربوط به فرآیند خبررسانی پیرامون تصمیماتی که در یک نظام مردم سالاری می گیریم را بدین روش باید پردازش کنیم؟


مجزا کردن عکاس مستند از فتوژورنالیست عکس العملی ست که هر یک دارند و نسبتی ست که هر کدام در قبال تصاویر ثبت شده قائل اند. یکی تقریباً واکنشی غریزی دارد، [اما] دیگری با محاسبات بررسی شده ی بیشتری عمل می کند. ژورنالیست آنچه که لنز دوربین ثبت می کند را می گیرد، در حالی که عکاس مستند تصاویر را به عنوان شکلی از روایت (داستان سرایی[۳۵])، به منظور ارتقای فهم[۳۶]، پیرامون آنچه چشم دوربین در حال ثبت آن است خلق می کند.با وجود چنین تمایزات مشخصی در تجسم بصری، ما، به عنوان بیننده، می بایست در مواجهه با تک عکس، محتاط بوده و با آن به گونه‌ای روبرو شویم که با دیگر خرده‌های اطلاعات تصادفی[۳۷] روبرو می شویم. بدون یک چارچوب گسترده تر، می بایست تردید کرد، چراکه تصویر عامیانه[۳۸] چون کلماتی بی‌اساس به کار رفته است.


عکاسان مستند در چنین آیین باشکوهی از نمایش آنی اطلاعات تصویری سیر می کنند. آن‌ها تصاویری گردآوری و خلق می کنند که قادرند ملایم نگاه کنند، بلند سخن بگویند، و قسمتی از ثانیه را به تلمیحی جاودان در حقیقت[۳۹] دگرگون کنند.



* آنتونین کراتُکوِل، عکاس مستقل ساکن نیویورک است، که با آژانس عکس VII همکاری می کند. در قریب به سه دهه ی کاری، برنده ی جوایز برجسته ی بسیاری، شامل جایزه اینفینیتی[۴۰] از مرکز بین المللی عکاسی[۴۱] شده است. کتاب‌های وی شامل "رویاهای شکسته: بیست سال جنگ در اروپای شرقی[۴۲]"، "رحمت: از نمایشگاه[۴۳]"، و کتاب تازه‌ای از عکس‌های پرتره، "آنتونین کراتُکوِل: با نام مستعار[۴۴]" می باشد.


* مایکل پرسون برای بسیاری از آژانس‌های عکس خبری جهان در مناطقی چون خلیج فارس، اتحادیه ی جماهیر شوروی، اروپای شرقی، آفریقا و یوگوسلاوی کار کرده است.



 *  *  *  *  *



این مقاله ترجمه‌ای ست از: Photojournalism and Documentary Photography: They are identical mediums, sending different messages


ترجمه: محمد امین نادی



-----------------------------------


[۱] Nieman Reports

[۲] The Nieman Foundation for Journalism at Harvard University

[۳] Antonin Kratochvil

[۴] Michael Persson

[۵] Contribute

[۶] Passage of Time

[۷] Photo Essay

[۸] Photo-reportage

[۹] Photojournalism

[۱۰] Speed

[۱۱] Report

[۱۲] News Photography

[۱۳] Photo-reportage

[۱۴] Photo Documentaries

[۱۵] Medium

[۱۶] Message 

[۱۷] Life

[۱۸] Instant Shot and Transmission

[۱۹] Frozen Instants

[۲۰] Context

[۲۱] Truth

[۲۲] Nationalist

[۲۳] Terrorist 

[۲۴] Photojournalist

[۲۵] Deadline

[۲۶] Incomplete

[۲۷] Associations

[۲۸] Metaphor

[۲۹] Visual Data

[۳۰] Photojournalistic Image

[۳۱] Sensationalism

[۳۲] Contrast 

[۳۳] Juxtaposition

[۳۴] Documentary Photography

[۳۵] Storytelling

[۳۶] Understanding

[۳۷] Random Information

[۳۸] Sensationalistic Photograph

[۳۹] Truth

[۴۰] Infinity Award

[۴۱] The International Center of Photography

[۴۲] Broken Dreams: Twenty Years of War in Eastern Europe

[۴۳] Mercy: From the Exhibition

[۴۴] Antonin Kratochvil: Incognito


امید سریری [ ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ]

درود و سپاس فراوان.

--------------------------
پاسخ:

سپاس از شما امید عزیز که وقت می گذارید.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.